تبلیغات
تریبون آزاد

 

 

 

جمعه 13 مرداد 1385

 

 

اعلام نتایج کنکور - انتخاب رشته

 

اول: سلام

دوم: عرض ادب

سوم: ...

چهارم: دیشب تو اخبار شنیدم که نتایج مرحله ی اول آزمون سراسری 85 اعلام شده و روی سایت سازمان سنجش قرار گرفته، خوب این که خیلی خوبه ولی برای کسایی که شماره شناسنامه ی فرد داوطلب رو می دونن؛ اما برای آدمای فضول که این نوع اعلا نتایج به درد نمی خوره، ولی از اونجایی که ای ن جا ایرانه و همه نوع امکانات برای فضولی موجوده، گفتم با خودم که بهتره دست به کار بشم و برم دنبال سایتی که فضول ها رو ارضا می کنه، مشغول این کار خیر بودم که یکی از دوستان PM دادند و سایت مربوطه رو لینک کردند و بنده هم پس از چندین مورد امتحان نمودن این سایت و اطمینان از درست کار کردن آن و همچنین فرو نشستن حس فضولی خود، تصمیم بر آن گرفته شد که لینک آن را در وبلاگ خود (یعنی همین جا) قرار بدهم تا ملت فضول و کنجکاو ار آن بهره ببرند؛ به امید فرو نشستن حس فضولی به لینک زیر مراجعه کنید:

http://konkoor.ofogh.ir/index.htm

پنجم: (این قسمت به درد کسایی می خوره که مجارز به انتخاب رشته هستن یا در سال های آینده مجاز به انتخاب رشته خواهند شد) هفته نامه ی همشهری جوان هفته ی پیش (یعنی شنبه 7 مرداد) تو شماره ی 78 خودش یه پرونده در مورد انتخاب رشته برای بچه های کنکوری (دانشجو های آینده) درآورده بود که به نظرم اومد که اگه تو وبلاگم بذارمش به درد کسایی که می خوان انتخاب رشته کنن، می خوره؛ (چون که این انتخاب رشته و پر کردن اون فرمش چیزی تو مایه های مرگ و زندگی ه برای یه فرد کنکوری)؛ اگه دوست داشتین که بخونینش می تونین به ادامه ی متن برید (من که توصیه می کنم همه بخونن، چه کسایی که می خوان انتخاب رشته انجام بدن، چه کسایی که سال های بعد کنکور دارن و چه کسایی که می خوان به یه نفر دیگه برای انتخاب رشته کمک کنند؛

 

 

 

ادامه ی مطلب ...

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 06:08 ق.ظ

ویرایش شده در جمعه 13 مرداد 1385  و ساعت 07:08 ق.ظ

موضوع:  [ کنکور , ]

 

 


 

پنجشنبه 12 مرداد 1385

 

 

تبلیغات جالب - ۱

 

یه سری از جالب ترین تبلیغات رو که امروز توی سایت  CoolHunter دیدم رو گفتم که جالبه یه قسمتش رو تو وبلاگ خودم بزارم برای امروز و یه قسمت دیگه رو هم در پست بعدی بزارم.

امیدوارم که خوشتون بیاد؛

برای دیدن تبلیغات روی ادامه ی مطلب در پایین کلیک کنید.

 

ادامه ی مطلب ...

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 06:08 ق.ظ

ویرایش شده در پنجشنبه 12 مرداد 1385  و ساعت 08:08 ق.ظ

موضوع:  [ عمومی , ]

 

 


 

دوشنبه 9 مرداد 1385

 

 

ایستگاه یكی مانده به آخر - كاریكاتور با موضوع كهنسالی

 

پیری، شتری است كه درِ خانة همه مان می  خوابد، البته اگر شانس داشته باشیم و تا وقتی جوان ایم یا در میانسالی، زیر ماشین نرویم یا یك مرض عجیب و غریب، حسرت پیر شدن را به دلمان نگذارد. با همة این ها، وقتی پیرمرد یا پیرزنی را می بینیم، خیال می كنیم پیر شدن، یك فانتزی است و این بندگان خدا از ازل پیر بوده اند. یا وقتی عكس های جوانی بابابزرگ ها و مادربزرگ ها را می بینیم، فكر می كنیم مشغول تماشای یك فیلم سینمایی هستیم و برایمان كمی دور از ذهن است كه این قدهای خمیده و چهره های چروك، روزی و روزگاری قبراق و جوان و سر حال بوده اند.

پیری، نزدیكی های آخر خط است. ولی معمولا ما طوری به پیرها نگاه می كنیم كه انگار جلو جلو، منتظریم آن ها غزل خداحافظی را بخوانند. و جالب است كه بعضی وقت ها، پیرمرد پیرزن ها آن قدر شادند كه انگار توی دلشان به همة این ندیدن ها و كم گرفتن ها می خندند و ما را در حسرت تجربة یك لحظه از شادی هایشان می گذارند.

دو سالانة هفتم كاریكاتور تهران، موضوعش كهنسالی بود. موضوعی كه تا به حال سوژة یك مسابقة بین المللی نشده بود. جالب این جا بود كه كارهایی كه از ایران برای این دوسالانه فرستاده شده بود، بیشترشان فضایی تلخ داشتند و آن طرف آبی ها با خیال راحت تری با كهنسالی شوخی كرده  بودند.

به زودی قراراست كتاب این دوسالانه چاپ شود.در این كتاب به جز بخش كهنسالی، كاریكاتورهایی با موضوع آزاد، و كاریكاتور چهره های مشهور سینمایی هم كه بخش های دیگردوسالانه هفتم بودند هم چاپ خواهد شد.

 

 

 

بعضی ها كوله بار تجربه اند، بعضی  تله موش تجربه! (جابر اسدی/ ایران) 

 

ادامه ی مطلب ...

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 12:07 ب.ظ

ویرایش شده در پنجشنبه 12 مرداد 1385  و ساعت 08:08 ق.ظ

موضوع:  [ کاریکاتور , ]

 

 


 

دوشنبه 2 مرداد 1385

 

 

كش آمدن در رختخواب

 

سلام به بازدید کننده های این وبلاگ که فکر می کنم حدود 9 ماه هست که توش ننوشتم، ولی با کمال تعجب می بینم که بازدیدکننده هاش از موقعی که وبلاگ مثلا فعال بود بیشتر اومدن توش و نگاهی بهش انداختن؛ در هر صورت ممنون از کسایی که لطف می کنن و به این جا سری می زنن؛

و حالا بعد این حدود 9 ماه کلی حرف و مطلب دارم ولی نمی دونم که چه جوری بیانشون کنم؛ به خاطر همین فعلا برای شروع کار مطالب رو از این ور و اون ور براتون نقل می کنم تا خودم به حرف بیام. در ضمن لینک های جدیدی هم اضافه کردم توی قسمت لینکدونی که به نظرم سر زدن بهشون ضرر نداره م مشتری هم می شین اگه سری بهشون بزنین.

 

اگر در یكی از شهرهای بزرگ زندگی می‌كنید یا اگر شغلی دارید كه هر روز مجبورید كلی زحمت بكشید و یا حتی اگر زیاد می‌خوابید، حتما روزهایی را تجربه كرده‌اید كه صبح سخت از خواب بیدار شده‌اید و آرزو ‌كرده‌اید <ای كاش می‌شد باز هم بخوابم>! و یا شاید شب‌هایی بوده است كه به دلیل خستگی و كوفتگی اصلا نمی‌توانستید بخوابید.

اصلا،‌ شاید آنقدر تنبل باشید كه فقط دوست دارید در تختخواب و موقع استراحت)!( ورزش كنید. برای همه این ‌آدم‌ها راه‌حلی پیشنهاد می‌شود. ورزش در تختخواب.

می‌توانید حتی بدون بلند شدن از تختخوابتان شب‌ها قبل از خواب و یا صبح‌ها بعد از خواب این حركات را انجام دهید. هنگامی‌كه این حركات كششی را انجام می‌دهید، عضلات‌تان در طول روز بهتر جواب می‌دهند و كمتر احساس كسالت و خواب‌آلودگی خواهید كرد.

كشش كمر

برای انجام این حركت،‌كافی است كه همان‌طور به پشت دراز بكشید، سپس زانوهایتان را به درون شكم‌تان،‌تا قفسه سینه بالا برده و با دستانتان محكم نگه دارید و 30 ثانیه در همین حالت باقی بمانید.(شكل1)

كشش پاها

به پشت خود دراز بكشید، یك پایتان را مستقیم دراز كنید و پای دیگرتان را به ‌طرف قفسه سینه‌تان بكشید. پای خود را در بالای زانویتان محكم با دستانتان بگیرید و زانویتان را بیشتر به خود نزدیك كنید.(شكل2) كشش را در عضلات پشت رانتان احساس كنید و 15 ثانیه كشش را ادامه دهید. سپس به سراغ پای دیگرتان بروید، چندین بار این حركت را تكرار كنید.

كشش كل بدن

در تختخواب به پشت خود دراز بكشید و دستان خود را به‌‌طرف بالای سرتان بكشید و انگشتان دستانتان را به ‌هم قلاب كنید. تمام پاهای خود را نیز از نوك پا تا ران‌ به‌طرف پائین بكشید.

بالا تنه و دستانتان را نیز با تمام قوا به طرف بالا بكشید تا تمام بدنتان كش بیاید! این كشش را 15 ثانیه ادامه دهید و 30 ثانیه استراحت كنید و مجددا حركت‌را‌تكرار‌كنید.(شكل3 )

كشش گردن

باز هم به پشت دراز بكشید. یك دست خود را به بالای سرتان برسانید و كف دست‌تان را بر قسمت پهلویی طرف مقابل سرتان نزدیك قسمت فوقانی فكتان بگذارید.

به آرامی سرتان را با كمك دست‌تان، ‌به‌طرف شانه‌بكشید تا كشش ملایمی به گردنتان بدهید. (شكل4)

سرتان را 30 ثانیه به همین حالت نگه دارید و سپس جای دستان خود را عوض كنید و حركت را مجددا انجام دهید.

كشش قفسه سینه‌ و بازوها

بر روی شكم خود دراز بكشید و دستان خود را زیر شانه‌هایتان بگذارید. در حالی كه پاها و باسن‌تان را صاف روی تخت گذاشته‌اید ،‌قفسه سینه‌تان را به آرامی از روی تخت بلند كنید و سرتان را به سمت عقب بكشید، به‌طوری كه سر و دست‌هایتان تقریبا در یك راستا قرار بگیرند.(شكل5) این حالت را برای 30 ثانیه حفظ كنید و سپس به آهستگی بالا تنه‌تان را به روی تخت برگردانید. چند بار این حركت را تكرار كنید و در فواصل حركات، 30 ثانیه استراحت كنید

منبع: سلامت       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 12:07 ب.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 2 مرداد 1385  و ساعت 12:07 ب.ظ

موضوع:  [ تناسب اندام , ]

 

 


 

دوشنبه 2 آبان 1384

 

 

همه آنچه كه باید از آنفلوآنزای مرغی بدانید

 

سلام:

 

مسئله ی مهمی که اخیرا خیلی ها رو نگران کرده «آنفولآنزآی مرغی» ه که بیماری فوق العاده خطرناکی هم هست. این هفته که هفته نامه ی «سلامت» رو گرفتم، یک مطلب فوق العاده مفید رو توش دیدم که دیدم خوبه که توی وبلاگ اون رو منعکس کنم؛ و پیشنهاد می کنم به کسانی که به اینجا سر می زنند که حتما مطالب هفته نامه ی «سلامت» رو چه به صورت خریدن آن از روزنامه فروشی و یا به صورت آنلاین از طریق کلیک کردن بر روی اینجا پیگیری کنید؛ چون مطالب فوق العاده علمی و به روز و کاملی داره.

 

 

 

ادامه ی مطلب ...

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 08:10 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 3 آبان 1384  و ساعت 01:10 ق.ظ

موضوع:  [ عمومی , ]

 

 


 

شنبه 16 مهر 1384

 

 

علت دیوانگی

 

این مطلب رو یادم نیست از کجا گیر آوردم ولی مطلب جالب و باحالیه پیشنهاد می کنم حتما بخونید وگرنه از دستتون می ره:

 

 

پزشکی به تیمارستان دولتی سرک کشید و مردی را در میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد. وی او را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید «می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند؟!»

مرد در جواب گفت:

 

 

آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت. روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت، از آن روز به بعد زن من، مادرزن پدر شوهرش شد، و چندی بعد دختر زن من که زن پدرم بود پسری زایید که نامش را چنگیز گذاشتند؛ چنگیز برادر من شد، زیرا پسر پدرم بود. اما در همان حال چنگیز نوه ی زنم بود و از این قرار نوه ی من هم می شد؛ و من پدر بزرگ برادر تنی خود شده بودم!

 

 

چندی بعد زن من پسری زایید، و از آن روز زن پدرم، خواهر ناتنی پسرم و حتی مادر بزرگ او شد، در صورتی که پسرم، برادر مادر بزرگ خود و حتی نوه ی او بود. از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم، خواهر پسرم می شود، بنده ظاهرا خواهرزاده ی پسرم شده ام، ضمنا من پدر مادرم و پدر بزرگ خود هستم. پس پدرم، هم برادر من است و هم نوه ام !!!

 

 

حالا آقای دکتر اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید، کارتان به تیمارستان نمی کشید؟!

 

 

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 12:10 ب.ظ

ویرایش شده در شنبه 16 مهر 1384  و ساعت 03:10 ق.ظ

موضوع:  [ عمومی , ]

 

 


 

دوشنبه 11 مهر 1384

 

 

شما دو انتخاب دارید!

 

سلام:
حدود دو هفته پیش ایمیلی از یکی از دوستانم به دستم رسید که دیدم برای وبلاگ خیلی مناسب ه و برای شروع مجدد نوشتن به نظرم خیلی شروع خوبی خواهد بود:

 


جری مدیر یک رستوران است.
او همیشه در حالت روحی خوبی
 به سر می برد.


 

هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:

”اگر من کمی بهتر از این بودم
دوقلو می شدم.“

هنگامی که او محل کارش را تغییر
می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند



تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.

 

   چرا؟

برای اینکه

جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.

 

اگر کارمندی روز بدی داشته باشد،

 

جری همیشه هست تا به او بگوید که  چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.

مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:

من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را
می کنی؟

 

جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم

می گویم، امروز دو انتخاب دارم.

می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را

برگزینم.

 

 

من همیشه حالت روحی خوب را

انتخاب می کنم

هر وقت  که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.

 


هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.

من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“

جری گفت ” همینطور است“

 

 ”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار  می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.

 

شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.

شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.

شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.

این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“

چند سال بعد،

 

من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد

او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.

 

   و بعد ؟؟؟

 

 

صبح هنگام،

 

او با سه مرد سارق روبرو شد

 

 

 آنها چه می خواستند؟

 

درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد

 

به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.

 

دزدان وحشت کرده و به او شلیک  کردند.

 

خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.

 

پس از 18 ساعت جراحی

 

و هفته ها مراقبتهای ویژه

 

جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.

 

من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم.

 

هنگامی که از او پرسیدم که چطور است،



 

پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو  می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“

 

من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.

جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“

”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“

 

پرسیدم : ”نترسیده بودی“

 

جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد.

 

 

اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس  می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها  وضعیت را

می دیدم، واقعا ترسیده بودم.

 

من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“

 

 

”می دانستم که باید کاری کنم“

 

 

 

پرسیدم ”چکار کردی“

 

جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من

می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم

یا نه“

 

من پاسخ دادم ”بله“

 

دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.

 

یک نفس عمیق کشیدم

 

 

و پاسخ دادم ” گلوله“

 

درحالیکه آنها می خندیدند گفتم:

 

 

من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.

 

 

به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند

 

من از او آموختم که

 

 

هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید.

 

طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد.

                      

 

بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر

می شوند.

 

 

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 12:10 ب.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

موضوع:  [ زندگی , ]

 

 


 

شنبه 9 مهر 1384

 

 

آُغاز به نوشتن دوباره

 

سلام:

ماه رمضان نزدیک شده و من هم امیدوارم که به زودی برگردم و حداقل توی ماه رمضان بتونم هر روز یه مطلب جدید و به درد بخور بنویسم.

پس به امید دیدار در چند روز آینده

 

 

نوشته شده توسط  نیما ریاحی در ساعت 01:10 ق.ظ

ویرایش شده در شنبه 9 مهر 1384  و ساعت 01:10 ق.ظ

موضوع:  [ عمومی , ]

 

 


 ... وبلاگ  تریبون آزاد

  صفحه اول  وبلاگ

  ارتباط با من
 


... بایگانی  


موضوعات

اعتقادی (1)
زندگی (8)
عمومی (14)
کامپیوتر (0)
مدیریت و مهندسی صنایع (0)
موسیقی (0)
داستان کوتاه (دنباله دار) (4)
شعر (2)
تناسب اندام (1)
طنز (0)
کاریکاتور (1)
کنکور (1)


 آرشیو

 

مرداد 1385 (4)
آبان 1384 (1)
مهر 1384 (3)
مرداد 1384 (1)
خرداد 1384 (5)
اردیبهشت 1384 (4)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (5)
بهمن 1383 (6)

  

... لینكدونی


 

PersianTools Forum (-)
  Persian Music Network (-)
  خاطرات شما از ازدواج موقت (-)
  احکام و مسائل ازدواج (-)
  آشنای دختر پسرها (-)
  بعضی ها داغشو دوست دارند (-)
  كلاشینـكـف دیـجیتال (-)
  سلام سید (-)
  روزنامه ی سلامت (-)
  عکس و متن (بهروز) (-)
  The Iranian Project Management Reference (-)
  فکسون (دیتابیس فیلم های ایرانی و خارجی) (-)
 

آرشیو لینكدونی


 

... جستجو

جستجو در بلاگ

 

.. خبر نامه

 

... آمار وبلاگ

كل مطالب :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدید ها :

 

 

Tehran